ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
223
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ناوگان فرنگيان نيز به شهر خود بازگشتند و فقط ناوگان على ماند كه رافع را در قابس محاصره كرد و كار را بر او سخت گرفت . رافع و سپاهيانش از آنجا به مهديه بازگشتند . رافع به مخالفت خود با على ادامه داد و قبائل عرب را گرد آورد و آنان را آمادهء جنگ ساخت تا اينكه على در مهديه فرود آمد و آنجا را محاصره كرد . رافع به فكر فريب على افتاد و گفت : « هر وقت تو ازين جا رفتى من به - اطاعت تو درخواهم آمد . » و ازو خواست تا كسى را براى ترتيب صلح بفرستد . اما كردار رافع گفتار او را تكذيب مىكرد . بدين جهة على جواب او را به حرف بداد و سپاهيان خود را براى جنگ با او فرستاد . اين سربازان به رافع و كسانش حمله سختى كردند به طورى كه آنان را به درون خانهها راندند و بدنبال آنان وارد خانهها شدند . زنها همين كه چشمشان به افراد رافع افتاد ، بناى فرياد و لوله را گذاردند و به اعراب حمله بردند و به پيكار پرداختند . اين زد و خورد تا غروب به شدت ادامه داشت . بعد ، دو طرف از جنگ دست كشيدند و پراكنده شدند . درين پيكار از قشون رافع گروه كثيرى به هلاكت رسيدند ولى از افراد على جز يك سرباز پياده كس ديگرى كشته نشد . قشون على يك بار ديگر نيز به مهديه حمله بردند و اين بار جنگى سختتر از جنگ اول كردند . درين جنگ برترى با نيروى على بود . و رافع ، وقتى ديد ياراى پيكار با آنان را ندارد ، شبانه از مهديه رخت بربست و به قيروان رفت . اهالى قيروان او را راه ندادند و روزى چند با او نبرد كردند .